خرید بک لینک
مردی، شبی را در خانهای روستایی میگذراند و پنجرههای اتاق باز نمیشد. نیمه شب احساس خفقان کرد و در تاریکی به سوی پنجره رفت. نمیتوانست آن را باز کند. با مشت به شیشهی پنجره کوبید و هجوم هوای تازه را احساس کرد و سراسر شب را راحت خوابید. صبح روز بعد،

برچسب: نویسنده: آرشان توکلی تاريخ: سه شنبه 25 مهر 1396 ساعت: 12:42

صفحه بندی